
آيت الله سيد مهدي دستغيب از صحبت هاي آقاي انصاري(استاد حاج آقا)
برايمان مي گويد:
« يك بار با آقاي نجابت در خدمت ايشان بوديم ، آقاي نجابت در عالم رويا چيزي ديده بودند و آن را نقل كرده و گفتند : ديشب خواب ديدم شما روي قله كوهي هستيد و من داشتم وسط هاي اين كوه مي آمدم بالا، جاي پا نبود، جاي من درست نبود و به سختي مي آمدم ، آقاي انصاري فرمود:ديدي چقدر مشكله! اين راه عشق است ، يعني بايد همه چيز را فدا كني خودت هم بايد فدا كني ، تا برسي ، ادم تا از خودش نگذره محاله برسه . تاوقتي انسان خود پرسته محاله خدا پرست بشه ، و اين عشق است كه راه را هموار مي كند.»
*این مطلب را چند دفعه با دقت بخوانید...
جهان هستي از دو فاز در هم تنيده تشکيل شده:
فاز تاريک و فاز روشن
فاز تاريک همون چيزيه که فيزيک ( شيمي ) اساسا ميتونه بررسي کنه. ( جهان هستي )
فاز روشن بعد بالاتر فاز تاريکه. اگه فاز تاريک رو مثل اسفنج در نظر بگيريم فاز روشن مثل هواي درون اونه. از اين هم نزديک تر ( عين نزديکي ).
فاز روشن در تمام فضا هست و در همه چيز هست ولي چيزي نيست . از ديدگاه فاز روشن نه زمان وجود دارد و نه مکان و به تبع آن فاصله اي هم نيست.
قسمت اعظم جهان فاز روشن است يعني فضاي تهي حتي در درون اتم هم بين الکترون و هسته فضاي عظيمي وجود داره مثلا در اتم هيدروژن شما مي تونيد فرض کنيد پروتون يه توپ در وسط ميدان فوتبال و الکترون روي ديواره هاي استاديوم!!!
واقعا جالبه!...یعنی عملاْْ>>>
ماده اي وجود نداره و همه چيز يک چيز است.
منتظر دریافت هاتون در بخش نظرات هستم!